فریدون خوانخواه پدر یا مبارزه نجات بخش ایران؟!

خرید بک لینک

فریدون مانند موسی است که ضحاک ( فرعون) قبل از تولدش به دنبال اوست تا او را بکشد و سقوط نکند

پدر فریدون آبتین یک دیوبند است او از مادر جدا میشود و سه سال توسط برمایه( نام یک گاو)بزرگ میشود و چون خطر پیدا شدن توسط ضحاک نزدیک میشود مادر او را به یک مرد دینی که از کار گیتی بی اندوه بود میسپارد(عجبا چگونه یک خوانخواه یا یک آزادی بخش زیر دست یک انسان بیتفاوت و خنثی تربیت میشود) تا ۱۶ سال در کنار این مرد میماند و بعد نزد مادر میاید تا بداند پدرش کیست و از کدام گوهر است و فریدون چون از مادرش داستان خود و پدرش را میشنود خشمگین میشود و برای انتقام از ضحاک آماده میشود(توجه کنید او به دنبال خونخواهی پدر است نه به دنبال از بین بردن ضحاک ستمگر حاکم)

بعد از رسیدن کاوه آهنگر (تنها معترض ضحاک ستمگر) و فریدون به هم و پیوستن آنها فریدون تصمیم میگیرد به سوی ضحاک رود. (تا این زمان که تقریبا هزار سال از ستمگری ضحاک میگذرد کسی در برابر ضحاک نمی ایستد و همه ایران به امر و دستورات او گردن نهاده اند و مردم گاهی به سوگ عزیزانشان مینشینند که توسط مارهای ضحاک خورده شده و و کاری برای سرنگونی ضحاک نمیکنند تنها کاوه اهنگ اعتراض میکند و پسرش را از خوراک مارهای ضحاک شدن نجات میدهد )

آری فریدون آماده میشود تا انتقام خون ریخته پدر را بگیرد و او را سپاهی از مردمان همراهی میکنند .فریدون در راه رسیدن به ضحاک، افسونگری میآموزد تا بندهای افسونی که ضحاک با ان دیو ها را در برج قرار داده از بین ببرد. بعد از جان به در بردن فریدون از یک توطئه مرگ توسط آشپزان (خوالیگران نقش زیادی در شاهنامه برای فریب دادن دارند شاید بخاطر شکم پرست بودن مردان ایران زمین ) فریدون به سمت برجضحاکمیرود و سرداران ضحاک را میکشد و دیوان را ناپدید میکند به کمک افسون و البته خون دیوبند خود و بعد فریدون در برج ضحاک مشغول عیش با ارنواز و شهرناز (دختران جمشید که در خدمت ضحاک بودند)میشود و به عیش ونوش میپردازد. ضحاک بعد از شنیدن مشغول بودن فریدون با ماه پاره هایش خشمگین میشود و به سمت فریدون میرود . فریدون زمانی که فرصت کشتن ضحاک را می یابد با سروشی (ندای غیبی) که به اومیگوید نکن وقتش نرسیده از کشتن ضحاک دست میکشد! و در نهایت فریدون به جای کشتن ضحاک او را در کوه دماوند به بند میکشد !( گویا بقیه خونخواهان و سوگوارن که عزیزانشان قربانی مار های ضحاک شدند وجود ندارند و همه به تصمیم فریدون برای به بند کشیدن او و نه کشتنش خشنود میشوند) آری فریدون مورد تحسین همه قرار میگیرد ،بعد از ستایش بسیار فریدون توسط فردوسی وبر شمردن فضایل فریدون که فریدون جهان را از بدی پاک کرد(چگونگیش معلوم نیست) و بند ضحاک را برید و گیتی را! از نابخردان پاک کرد و از دست بدها گرفت و انتقام پدر را گرفت (عجب). فریدون شاه میشود،(حال آیا بذل و بخشش گنج ها شاهی در شاه شدنش تاثیر داشته یا نه بماند) نشستن فریدون بر تخت شاهی پانصد سال طول میکشد واو تنها صاحب سه پسر میشود به کفته فردوسی حتی یک روز هم فریدون بد نکرد!! وراه ظلم و بیداد را بست و هر بومو بر را آباد کرد. بعد از یک سال از شاه شدن فریدون، فریدون صاحب سه پسر میشود از چه کسانی! آری از دوخواهر، یکپسر از ارنواز و دو پسر از شهرناز،( گویا قطحی زن پاک نهاد و اصیل ایرانی بوده که شهرناز و ارنواز همسران فریدون میشوند ) فریدون دستور میدهد سه دختر از نژاد مهان که از یک پدر ومادر باشند برای سه پسرش پیدا کنند. و گویا واقعا قطحی دختر بوده که از یمن این سه دختر را پیدا میکنند.(خردمندانه تر بود که این ازدواج فرمایشی فریدون برای پسرانش و پایداری ملک شاهی به گونه دیگر بود و از سرزمین های مختلف همسران پسران انتخاب میشدند ،نه همه از یک پدر ومادر ) شاه یمن راضی به این وصلت نبود چون میخواست دخترانش نزد خودش باشند! و چون میترسد که از حکم و خواست فریدون سرباز زند بظاهر موافقت کرد(اگر فریدون داد گر بود ونیکو چرا بایدکسی از رد درخواست فریدون میترسید!؟)البته طبق معمول نظر دختران شاه یمن برای پذیرش یا رد این درخواست مهم نیست. پسران فریدون بعد از روبه رو شدن با افسون سرما توسط شاه موفق به ازدواج با دختران میشوندی شاه یمن این افسون را بکار برد تا شاید از ازدواج جلوگیری کند ولی افسون اثر نکرد و به ازدواج دخترانش تن داد.

پسران فریدون توسط فریدون نیز با جادوی اژدها ! آزموده شدند.(فریدون فرزندانش را در طول زندگیشان و با روشهای خردمندانه و نیکو امتحان نمیکند آنها را با جادو امتحان میکند) و این گونه نام سلم وتور و ایراج به آنها داده میشود ، ایرج سربلندتر از بقیه میشود (این تنها آزمون آنها توسط پدر بود) . بعد از ازدواج آنها با دختران شاه یمن زن سلم آرزو و زن تور آزاده زن ایرج سهی ، فریدون به سلم فرزند اول روم و خاور را میدهد و به تور، توران زمین را میدهد و به ایرج ایران را . حال این شاه ما فریدون که بخاطر داد و دهش و بخشش زبانزد بود با این نوع تقسیم کردن خشم وکینه پسرانش را برمیانگیزد و سلم و تور را دشمن ایرج میکند که این کینه در نهایت منتهی به کشته شدن ایرج توسط دو برادرش میشود و بسیار فریدون را ناراحت و خشمگین میکند.(گویا نه فریدون پسرانش را می شناخت و نه ایرج برادرانش را و هیچگونه شناختی به هم نداشتند)

آیا میدانید بعد از کشته شدن ایرج ،فریدون قهرمان چه میکند!؟ هیچ، او هیچ کاری نمیکند مردم ایران هم کاری نمیکنند فقط سوگواری میکنند و به پاره کردن لباس وخراشیدن صورت بسنده میکنند. فریدون نه سلم و تور را برکنار میکند نه با آنها میجنگد ، بجاش فریدون منتظر میشود که چه بشود، اری منتظر میشود کنیزی که ایرج باردار کرده زایمان کند(زن منوچهر نه، کنیز منوچهر).اما بچه کنیز پسر نمیشود،دختر میشود.پس فریدون باز هممنتظر میشود تا این دختر بزرگ شود و شوهر کند وباردار شود. و چون دختر ایرج پسر میآورد یعنی منوچهر را به دنیا میاورد فریدون خوشحال میشود و باز هم منتظر میشود تا منوچهر بزرگ شود و به منوچهر آموزش میدهد تا چه کند تا منوچهر سزاوار تخت شاهی شود وخونخواه پدربزرگش ایرج شود و انتقام ایرج را بگیرد .(اگر فریدون واقعا خونخواه پسرش بود و میخواست پسران پاکش، شاه خاور و توران شوند با آن همه زن وکنیز خودش زودتر میتوانست اقدام به پسر آوری کند و زودتر میتوانست انتقام پسرش ایرج را بگیرد و برای توران و خاور جانشین دست و پا کند)

آری این است فریدون منتظری ، عجب خونخواهی بوده و چه قهرمانی! !!

انسان تا ابد زیبا ست...

ما را در سایت انسان تا ابد زیبا ست دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 26 تاريخ: شنبه 12 اسفند 1402 ساعت: 12:42

صفحه بندی