انسان تا ابد زیبا ست

خرید بک لینک
گهی دردم یکی باشد گهی صدگهی درمان به ده باشد گهی یکنمیدانم چرا گاهی سر و پایو گاه دیگری عقل و سر و دلبه درمان طبیبان رو ندارندطبیب دیگری بر خود بخوانندز درد عافیت جویان بنالنددوا ی درد را بر خود نخوانندطبیب دیگری بر خود بخوانندطبیبی را  نه  از جنس طبیباندوایی  را نه از جنس گیاهانطبیبی نیک از جنس حبیباندوایش مهر و رفتار شفیقانطبیبی کو به هستی راه دانددل افتادگان را شاد خواهدبه درد نا امیدان خو نگیرددل بیچاره گان را چاره گیردبه نور مهر از دادار گویدکریمی را به از تیمار دانددوای ناامیدان را بداندن انسان تا ابد زیبا ست...ادامه مطلب

ما را در سایت انسان تا ابد زیبا ست دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 9 تاريخ: جمعه 14 آذر 1404 ساعت: 14:36

گویند یکی بزرگترین آثار حماسی تاریخی جهان است اما آیا بزرگی یک اثر باید مانع نگاه بدون تعصب به محتوای آن باشد؟آیا شاعر این اثر به محتوا همانند ظاهر آن پرداخته است؟شاهنامه زنده نگه دارنده زبان پارسی با هجوم تازیان بود؟ یا ایرانی کردن برخی داستانهای قرآن و قابل پذیرش تر کردن آن برای مردم!؟آیا نگاه به زن در شاهنامه با قبل و بعد هجوم تازیان تفاوت بسیاری دارد؟دریافتن پاسخ چندان مشکل نیست بشرطی که عاری از تعصب بدان بنگرید .به عنوان مثال زنان در شاهنامه تنها با اصل و نسب وابسته به پادشاهان والاگوهر میشوند، یا فریدون برایسه پسر خود بدنبال دخترانی میگردد که پس پرده باشند و آفتاب مهتاب ندیده و این از نظر فرودسی این کافیست و البته زنانی که پسر بیاورند و زنان والاگوهر در بیشتر مواقع بدون اختیار و انتخاب به همسری در آورده میشوند و چند زنی و داشتن حرامسرا و فرزند دار شدن از آنها بلامانع است. در داستان سیاوش بعد از تعریف و تمجید بسیار از مادر سیاوش در شاهنامه و دل باختگی همزمان سه پهلوان به او در ان واحد و با یک نگاه و پس از جدال این سه پهلوان بر سر تصاحب او آنها برای حل مشکل به سوی پادشاه میروند و پادشاه نیز در یک نگاه دلباخته او میشود و مادر سیاوش را برای خود و به حرامسرای خود میبرد(عجبا از این نگاه به مردان ایرانی ) و سیاوش را بار دار میشود، احترام به زن را میبینید آن زن والا گوهر تنها ارزش تصاحبی و همبستری و آوردن پسر را دارد، هیچ گونه سوالی از او درباره اینکه انتخاب خود او چیست یا کیست نمیشود ، او تنها یه بدن است و فاقد عقل و شعور و انتخاب و تنها وظیفه اش پاک بودن دامنش است.یا در داستان ضحاک بعد از تصرف برج ضحاک بدست فریدون ، فریدون بلافاصله به حرامسرای ضحاک مشغول میشود و انسان تا ابد زیبا ست...ادامه مطلب

ما را در سایت انسان تا ابد زیبا ست دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 28 تاريخ: شنبه 12 اسفند 1402 ساعت: 12:42

فریدون مانند موسی است که ضحاک ( فرعون) قبل از تولدش به دنبال اوست تا او را بکشد و سقوط نکندپدر فریدون آبتین یک دیوبند است او از مادر جدا میشود و سه سال توسط برمایه( نام یک گاو)بزرگ میشود و چون خطر پیدا شدن توسط ضحاک نزدیک میشود مادر او را به یک مرد دینی که از کار گیتی بی اندوه بود میسپارد(عجبا چگونه یک خوانخواه یا یک آزادی بخش زیر دست یک انسان بیتفاوت و خنثی تربیت میشود) تا ۱۶ سال در کنار این مرد میماند و بعد نزد مادر میاید تا بداند پدرش کیست و از کدام گوهر است و فریدون چون از مادرش داستان خود و پدرش را میشنود خشمگین میشود و برای انتقام از ضحاک آماده میشود(توجه کنید او به دنبال خونخواهی پدر است نه به دنبال از بین بردن ضحاک ستمگر حاکم)بعد از رسیدن کاوه آهنگر (تنها معترض ضحاک ستمگر) و فریدون به هم و پیوستن آنها فریدون تصمیم میگیرد به سوی ضحاک رود. (تا این زمان که تقریبا هزار سال از ستمگری ضحاک میگذرد کسی در برابر ضحاک نمی ایستد و همه ایران به امر و دستورات او گردن نهاده اند و مردم گاهی به سوگ عزیزانشان مینشینند که توسط مارهای ضحاک خورده شده و و کاری برای سرنگونی ضحاک نمیکنند تنها کاوه اهنگ اعتراض میکند و پسرش را از خوراک مارهای ضحاک شدن نجات میدهد )آری فریدون آماده میشود تا انتقام خون ریخته پدر را بگیرد و او را سپاهی از مردمان همراهی میکنند .فریدون در راه رسیدن به ضحاک، افسونگری میآموزد تا بندهای افسونی که ضحاک با ان دیو ها را در برج قرار داده از بین ببرد. بعد از جان به در بردن فریدون از یک توطئه مرگ توسط آشپزان (خوالیگران نقش زیادی در شاهنامه برای فریب دادن دارند شاید بخاطر شکم پرست بودن مردان ایران زمین ) فریدون به سمت برجضحاکمیرود و سرداران ضحاک را میکشد و دیوان را انسان تا ابد زیبا ست...ادامه مطلب

ما را در سایت انسان تا ابد زیبا ست دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 26 تاريخ: شنبه 12 اسفند 1402 ساعت: 12:42

   خود را میشناسم؟شگفت آور است وقتی میگویم نه! نه؟آری سفری بایدسفری از خود به خود برای رهایش خودسفری مشتاقانه و با تکاپو در مسیری روح نواززیر بارش باران، زیر بارش نور  به درون بنگر و رها کن خود را از هراس"بیخودی"بتاز به "درون" به اوج ، بتاز به راهِ پیشِ رودر هر کرانه امیدی ست جان فزابتاز... حصان، برای رهاندن خویش از خویش سفری دوباره بایددر راه رسیدن به خورشید ناپیدای درون ، نگاهی دوباره باید حصان بــنگر ، مشتاقانه بنگربنگر که در هر ذره ای خورشید پنهان است ، چون هر قطره که اقیانوسی با خود دارد. چون تو که هستی را با خود داری، مگر خدا در تو نیست؟زیر بارش باران، در بارش نور ، سفری دوباره مهیاست به درونبنگر ، درونت مشتاق دیدار توست، شنوایش باش ،هم کلامش باش، خودت باشصبور باش   درونت را بنگر، اشتیاقش به  شمارش لحظه ها را بنگردرونت چشم به راه توست در بارش باران ، در بارش نور،در راه رسیدن به خورشید ، در هر کرانه که بنگری راهیستدرونت چشم به راه توست ، مگر خدا در تو نیست؟ خدا چشم به راه توست   راهی شو ، به درونت بنگر ،به تمام افق هایش، پستی هایش، بلندی هایش و حتی غارهایش!راهی شو ، هر کرانه هستی امیدی با خود دارد. خود را برهان از خود. سفری دوباره مهیاست...راهی شو ... بتاز ... نوشته : حصـان انسان تا ابد زیبا ست...ادامه مطلب

ما را در سایت انسان تا ابد زیبا ست دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 22 تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 20:43


خودشناسی راه خود شدن، شکوفا شدن و شاد بودن است، انسان زیبا انسانیست که به همه ابعاد وجودش توجه دارد.
ما انسانها بایست انسانیت خود را باز یابیم .  و لازمه اینکار شناخت نسبت به خود و رهبری و مدیریت خودمان است.
... یادمان باشد راز خوشبختی هر کس به پراکندن اوست.

انسان تا ابد زیبا ست...

ما را در سایت انسان تا ابد زیبا ست دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: جمعه 30 دی 1401 ساعت: 5:13

صفحه بندی