گهی درمان به ده باشد گهی یک
نمیدانم چرا گاهی سر و پای
و گاه دیگری عقل و سر و دل
به درمان طبیبان رو ندارند
طبیب دیگری بر خود بخوانند
ز درد عافیت جویان بنالند
دوا ی درد را بر خود نخوانند
طبیب دیگری بر خود بخوانند
طبیبی را نه از جنس طبیبان
دوایی را نه از جنس گیاهان
طبیبی نیک از جنس حبیبان
دوایش مهر و رفتار شفیقان
طبیبی کو به هستی راه داند
دل افتادگان را شاد خواهد
به درد نا امیدان خو نگیرد
دل بیچاره گان را چاره گیرد
به نور مهر از دادار گوید
کریمی را به از تیمار داند
دوای ناامیدان را بداند
نشان بی نشانان را بجوید
دلش زآلودگی ها پاک باشد
سرش از علم واهی پاک باشد
به جان و دل همی گوید به بیمار
دوای درد را از جنس دادار
چه باشد گر مرا باشد طبیبی
چه خوش باشد مرا باشد حبیبی
خدایا : زین جهان ما را همان ده
که میدانی تو آن را بهر ما به
حصان
ما را در سایت انسان تا ابد زیبا ست دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 9